|
محیط زیست ایران با تمامی گونه های نادر و منحصر به فرد در دنیا ، در حالی امروز در آستانه نابودی قرار گرفته که هنوز هم مسئولان سازمان محیط زیست به عمق فاجعه ای که در انتظار محیط زیست کشور است پی نبرده اند. | |
|
محیط زیست با تمام تنوع آن و موجودات زنده به عنوان نعمت های خداوند ، امانت در نزد ما هستند که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند اما اینکه تا کنون مردم و در راس همه مسئولان مربوطه در حفظ و نگهداری این ارثیه با ارزش چگونه عمل کرده اند جای سئوال دارد. اصل 50 قانون اساسی حفاظت از محیط زیست یک پدیده عمومی تلقی کرده و تمامی فعالیت های اقتصادی که منجر به آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران می شود را ممنوع کرده است اما آیا به واقع در جهت رعایت این اصل حرکتی انجام شده است. در روزگار امروز در حالی با افزایش روز افزون آلودگی رودخانه ها ، کاهش مساحت جنگل ها ، نابودی تالاب ها ، تشدید آلودگی هوا و کاهش ذخایر دریایی و منابع آبی مواجه هستیم که سال ها پیش از این ، در ارتباط با نابودی آنان هشدار داده شده بود. آمارها نشان می دهد مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) در حدود 2/14 میلیون هکتاراست که البته در گذشته نه چندان دور ، این میزان به 18میلیون هکتار می رسید اما در اثر افزایش جمعیت ، توسعه شهرها و اراضی کشاورزی ، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در نهایت بی توجهی مسئولان میزان آن کاهش قابل توجهی یافته است. تخریب جنگل ها و شکار گونه های نادر وحشی در حالی ادامه دارد که سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه های مسئول به رغم اطلاع از چنین تخریب های وحشتناکی دست به اقدام جدی نزده اند. از سوی دیگر معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله جان بسیاری از انسانها را می گیرد ، به گونه ای که امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار ، ترافیک سنگین ، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل سوز (اتوبوس های دولتی) ، فقدان شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی ، وجود پالایشگاه ها در داخل و حاشیه شهر ، استقرار کارخانهها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها به شمار می آید. بررسی وضعیت محیط زیست کشور نشان می دهد که سیاست های حفاظتی از گونه های گیاهی و حیوانی به صورت منطقی تعیین و اعمال نمی شود و این امر به روند تخریب مناطق حفاظت شده سرعت بیشتری داده است. ایران از نظر شاخصهای پایداری محیط زیست با کسب رتبه 132در بین 146کشور جهان ، در انتهای جدول جهانی قرار گرفته که در این جدول که 146 کشور جهان از نظر وضعیت زیست محیطی ، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزیابی قرار گرفته اند فنلاند ، نروژ ، اروگوئه ، سوئد ، ایسلند و کانادا به ترتیب در جایگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ایران با کسب ۸/۳۹ امتیاز بعد از کشورهایی همچون آنگولا ، بورکینافاسو ، ویتنام ، لیبی ، چاد و... در مقام یک صد و سی و دوم جهان قرار گرفته است. هشدار متخصصان محیط زیست نسبت به نابودی تالاب های کشور در حالی شدت گرفته که تغذیه آب های زیر زمینی ، مهار سیلاب های ، پیشگیری از نفوذ آب های شور ، جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ سواحل و رسوب گیری ، رونق توریسم و حفظ جمعیت های حیات وحش از جمله کارکردهای مهم تالاب ها به شمار می آید اما متاسفانه تصمیم های غلط و برخوردهای نا مناسب با مشکلات از سوی مسئولان ، به نابودی تالاب های کشور دامن زده است. تالاب هایی که به دلیل ورود پساب ها و فاضلاب ها و آلودگی های نفتی ، در معرض خشک شدن و یا نابودی قرار گرفته اند. از سوی دیگر برخی کارشناسان محیط زیست معتقدند که طی سال های اخیر روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار مشاهده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است. کارشناسان کمبود امکانات و تجهیزات محیط بانان در مناطق حفاظت شده را یکی از علل ناتوانایی محیط بانان در مقابله با شکارچیان غیر مجاز می دانند و معتقدند در اغلب مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شکارچیان غیر مجاز را ندارند ، لذا برای مقابله با آنان همواره با مشکلات عدیده ای مواجه هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شکارچیان از دست داده است . روند تخریب مناطق حفاظت شده و انقراض گونه های نادر حیات وحش به سرعت در حال انجام است و این در حالی است که در ارتباط با این موضوع تا کنون برنامه جدی و سیاست خاصی در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان مسئول اصلی در این امر قرار نگرفته است. با وجود اینکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از ابتدای تصدی مسئولیت در این سازمان بر رفع مشکلات محیط بانان تاکید کرده بود و وعده تامین تجهیزات و امکانات آنان را داده بود اما کماکان محیط بانان از وضعیت معیشتی و تجهیزات خود گله مند هستند و مرگ چند تن از آنان در مناطق حفاظت شده ، گواه این امر است. تجهیزات در اختیار محیط بانان ، حتی جوابگوی حفاظت از خودشان هم نیست و این امر باعث شده تا هر از چند گاهی از کشته شدن آنان به دست قاچاقچیان باشیم. محیط بانانی که به رغم نداشتن تجهیزات دفاعی مجبورند حتی مدت زمان طولانی در مناطق حفاظت شده بسر برند و این در حالی است که هیچ گاه اعتراض آنان به جایی نرسیده است. سازمان حفاظت محیط زیست در حالی نام حفاظت را به دنبال خود یدک می کشد که کمبود امکانات محیط بانان به جایی رسیده که نیروهای حفاظتی خود سازمان نیز در طی سال جاری مجبور شده اند چندین بار به کشتار گونه های وحشی مبادرت کنند. کشته شدن خرس قهوه ای در دانشگاه و کشته شدن تعدادی گراز در مرکز رادیویی خلخلال به دست محیط بانان محیط زیست گواه این امر است که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در برابر علت وقوع چنین حوادثی فقط به این نکته اشاره کرده که کسانی که این حیوانات را کشته اند باید خودشان پاسخگو باشند. مسئولانی که حفاظت از محیط زیست کشور وظیفه اصلی آنان است ، چرا در مقابل چنین حوادثی که خود مسبب اصلی آن هستند سکوت می کنند و به کاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی کنند. فاطمه واعظ جوادی ، بارها به این نکته تاکید کرده است که عمده ترین منشاء آلودگی و تخریب محیط زیست صنایع به شمار می آیند اما اینکه چرا با وجود اینکه این خطر به خوبی احساس می شود از 400 شهرک صنعتی در کشور فقط 40 شهرک مجهز به سیستم تصفیه خانه فاضلاب است. وی گفته ، صنایع آلاینده ای که داخل شهرها فعالیت می کنند ، موظف هستند بر اساس استانداردهای زیست محیطی به کار خود ادامه دهند و در صورتی که قادر به انتقال به خارج شهر نیستند برای ادامه فعالیت در محدوده شهرها باید نسبت به رعایت قوانین محیط زیست اهتمام بیشتری داشته باشند و هر گونه تخلف آنها غیر قابل اغماض است اما اینکه چرا هنوز درصد بالایی از آلودگی ها به این صنایع بر می گردد جای سئوال دارد. از سوی دیگر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هشدار داده است ، لیست مربوط به صنایع آلوده را تا پایان امسال اعلام می کنیم اما آنچه مسلم است اعلام اسامی صنایع آلوده همچون اعلام اسامی مفسدان اقتصادی می ماند که در صورتی که حتی اعلام نیز شود هیچ تاثیری در روند کار ندارد چرا که جدیتی در سازمان محیط زیست برای ممانعت از فعالیت چنین صنایعی احساس نمی شود. حفاظت از محیط زیست در حالی مورد بی توجهی مسئولان قرار گرفته که طی 9 ماه که از فعالیت دکتر فاطمه واعظ جوادی در سازمان حفاظت محیط زیست می گذرد تنها اتفاقاتی که در این سازمان رخ داده عزل و نصب های پی در پی مدیران بخش های مختلف بوده است. تغییرات مدیریتی که نه تنها تاثیری در روند عملکرد سازمان نداشته بلکه فقط باعث ترک مدیران لایق و دلسوز از این سازمان شده است . یادمان باشد که موهبت الهی طبیعت به عنوان امانتی در نزد ما سپرده شده و در سایه حفاظت از آن است که می توان آن را به نسل آینده واگذار کرد و علاوه بر مردم که همواره باید نسبت به حفاظت از محیط زیست احساس مسئولیت کنند، سازمان حفاظت محیط زیست نیز موظف است بر اساس قانون به رسالت خود در حفظ و حراست از محیط زیست همت گمارد تا این نعمات اللهی را تقدیم نسل آینده کند.(mehrnews) |
محمد اوراز کوهنورد ایرانی و یکی از بهترین کوهنوردان جهان در دوران پایانی زندگی کوتاه خود بود. وی در یکی از صعودهایش به قله گاشبروم ۱، از قلل رشته کوه هیمالیا بر اثر سقوط و علیرغم تلاشهای چند روزه دوستانش در رساندن وی به پایین کوه، جان سپرد.

زندگینامه
در شامگاه ۲۵ شهریور سال ۱۳۴۸ در شهرستان نقده به دنیا آمد. هنگام تولد وی حاج احمد اوراز دوران حبس را در زندان فلک الا فلاک سپری مینمود و این آغاز توأمان با درد و رنج دوری از پدر، سرآغاز زندگی بزرگ مرد تاریخ کوهنوردی ایران زمین را رقم زد.
محمد اولین سالهای زندگی را به سبب مشکلات ناشی از دستگیری پدر و سپس تبعید وی به شهرستان کاشمر به دور از زادگاه و در نهایت ناملایمات روزگار به همراه خانواده در آن شهرستان سپری نمود و بعد از سه سال به شهرستان نقده بازگشت.
سال ۱۳۵۵ مصادف بود با شروع دوران تحصیل محمد و او دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با در شهرستان نقده به اتمام رساند و در سالتحصیلی ۶۵ـ۶۶ موفق به أخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد وعلوم اجتماعی شد. از سال ۱۳۶۷ الی ۱۳۶۹ وارد دوران خدمت سربازی شد و پس از پایان دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۷۳ در رشته کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و در سال ۱۳۷۹ از این دانشگاه فارغالتحصیل شد (با وجود وقفهٔ بسیار به سبب شرکت در اردوهای تیم ملی).
سال ۱۳۶۷ در اولین تجربهٔ پیش از ورود به دنیای حرفهای کوهنوردی گروه قندیل را بنا نهاد و بعد از آن فعالیتهای خویش را در گروه کوهنوردی سامرند شهرستان نقده ادامه داد تا بالاخره در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان پیشکسوت این رشته در سطح شهرستان گروه کانون کوهنوردان نقده را تأسیس کرد و آغاز فعالیتهای این گروه را میتوان سر آغاز ورود محمد به دوران زندگی حرفهای در رشتهٔ کوهنوردی قلمداد نمود.سال ۱۳۷۶برای اولین بار پس از فراخوان فدراسیون کوهنوردی در اردوهای آماده سازی تیم ملی جهت اعزام به قلل گاشربروم دو و راکاپوشی در کشور پاکستان شرکت نمود و با نشان دادن توانمندیهای لازم موفق به عضویت در تیم اعزامی به قله راکاپوشی با ارتفاع ۷۷۸۸ گشت. ودر همان سال به اتفاق ۶ نفر از دوستان و اعضاءتیم موفق به صعوداین قله شد و اولین تجربهٔ هیمالیا نوردیش را با موفقیت پشت سر نهاد. سال ۱۳۷۷ را میتوان نقطه عطف تاریخ زندگی محمد اوراز دانست در این سال وی به همراه سه نفر از اعضاء تیم ملی کوهنوردی ایران توانست به قله اورست بلند ترین قله جهان صعود نماید. به این ترتیب وی به عنوان اولین صعود کننده ایرانی قله اورست شناخته شد. بعد از صعود به قله اورست هر روز برگ زرین دیگری بر افتخارات این قهرمان نامی اضافه شد و هر قدمی را که پشت سر مینهاد پلهای بود در جهت رشد و تعالی وآشکار شدن هر چه بیشتر توانمندیهای ذاتی بزرگمرد کوهنوردی ایران زمین و به طبع آن در جهت رشد و تعالی ایران عزیز.
و بالاخره در سال ۱۳۸۲، هنگام صعود به قله گاشبروم ۱ در پاکستان، محمد اوراز به همراه مقبل هنر پژوه بر اثر سقوط بهمن سقوط میکنند مقبل هنر پژوه سالم ماند ولی محمد اوراز پس از انتقال به بیمارستان شفا در اسلام آباد پاکستان در گذشت.
.....................................................................................
مُقبـِل هنرپژوه (۱۳۶۲–۱۳۸۶) کوهنورد جوان بوکانی که در آخرین سفرش به هیمالیا سرپرستی تیم ملی کوهنوردی ایران را در صعود به قله برودپیک بر عهده داشت.
مقبل در سال ۱۳۶۲ متولد شده و از سال ۷۷ ورزش کوهنوردی را آغاز کرد و به زودی توانست قلههای ترقی را طی کند. در سال ۷۹ به عضویت تیم ملی درآمد و وی رکورد دار جوانترین صعود کننده به کوه لوتسه نپال، چهارمین قله رفیع جهان به ارتفاع هشت هزار و ۴۱۶ متری در سن ۱۹ سالگی بود.
وی در سال ۸۲ و در قله گاشربروم یک در حالی که هم طناب مرحوم محمد اوراز بود در اثر سقوط بهمن حدود ۶۰۰ متر سقوط کرد اما زنده ماند ولی به دلیل صدمات وارده تا مدتی از رفتن به کوهستان محروم بود.
وی سرانجام در پاییز ۸۶ و در حالی که در ارتفاعات بردهزرد بوکان در حال کوهنوردی و آموزش بود حدود ۸ متر سقوط کرده به اغماء رفت و چند روز بعد در بیمارستان عارفین ارومیه درگذشت.
ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا (به اسپانیایی: Ernesto Rafael Guevara de la serna) ( ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ ، روساریو، استان سانتا فه - ۹ اکتبر ۱۹۶۷) که بیشتر بهنام چهگوارا یا الچه شناخته میشود، پزشک، چریک، سیاستمدار و انقلابی مارکسیست، درِ آرژانتین زاده شد.
گوارا یکی از اعضای جنبش ۲۶ ژوئیه ِ فیدل کاسترو بود. این جنبش در سال ۱۹۵۹ قدرت را در کوبا بهدست آورد.چهگوارا چندین پست مهم در دولت جدید کوبا از جمله سفیر، رییس بانک مرکزی و وزیر صنایع را بر عهده داشت و پس از آن با امید برانگیختن انقلاب در دیگر کشورها کوبا را ترک کرد. وی ابتدا در سال ۱۹۶۶ به جمهوری دموکراتیک کنگو رفت و سپس به بولیوی سفر کرد. در اوایل اکتبر ۱۹۶۷ چهگوارا در بولیوی طی عملیاتی که توسط سازمان سیا طرحریزی شده بود دستگیر شد. برخی باور دارند که سیا ترجیح میداد گوارا را برای بازجویی زنده در دست داشته باشد، اما در هر صورت او بهوسیلهٔ ارتش بولیوی در نزدیکی وایهگرانده در مدرسه روستای لا ایگه را در سانتا کروز دلاسیهرا به دستور بارریه نتوس دیکتاتور نظامی کشته شد.
پس از مرگ چهگوارا، او به عنوان یک تئوریسین، متخصص در فنون جنگی، و جنگآور تبدیل به قهرمان جنبشهای انقلابی سوسیالیستی در سراسر جهان شد.
در سال ۱۹۶۵ چه گوارا در یک اقدام مخاطره آمیز تصمیم سفر به غرب آفریقا گرفت تا معلومات و تجربیات خویش را به عنوان یک رهبر پارتیزان به شورشی که آن روزها در کنگو وجود داشت عرضه کند. باتوجه به رییس جمهور آلجرینایی کنگو احمد بن بلا چه گوارا فکر میکرد که آفریقا یک حلقه ضعیف نظام امپریالیسمی است و توانایی یک انقلاب بزرگ را در خود دارد. رییس جمهور مصری جمال عبدالناصر که به خاطر ملاقاتش با چه گوارا در سال ۱۹۵۹ رابطهٔ برادرانهای با وی داشت برنامهٔ چه گوارا را در مورد جنگ در کنگو ناعاقلانه دید و به وی در مورد اینکه چهره اش تبدیل به یک چهرهٔ تارزانی شود هشدار داد و وی را محکوم به شکست میدانست . علی رغم هشدارهای وی چه گوارا راهنمای عمل کوبان با پشتیبانی حرکت سیمبا . مارکسیست که همزمان با بحرا کنگو اتفاق افتاده بود شد.سربازان مزدور آفریقای جنوبی که رهبریشان را مایک هوارا بر عهده داشت که با ارتش کنگو کار میکرد در صدد خنثی کردن برنامههای چه گوارا برآمدند . آنها میتوانستند ارتباطات چه گوارا را ببینند و خطوط ارتباطی وی را تحریم کنند . با وجود اینکه چه گوارا در تلاش برای مخفی نمایاندن حضورش در کنگو بود دولت آمریکا از موقعیت مکانی وی و فعالیتهایش آگاه بود. سازمان امنیت جهانی از تمامی سخن پراکنیهای داخلی و خارجی وی که به وسیلهٔ تجهیزات برون مرزی یو اس ان اس والدز که یک سیستم پستی شنیداری شناور بر روی اقیانوس هند بود جلو گیری میکرد.
هدف چه گوارا صادر کردن انقلاب کوبا بوسیلهٔ تربیت دادن جنگجویان محلی سیمبا در مکتب مارکسیست و نظریه فوکو و استراتژیهای جنگی پارتیزانی بود.
در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزدیکی لاایگه را (دهکده کوچکی در بولیوی و در نزدیکی کوههای آند) چهگوارا به همراه چندتن دیگر از گروه چریکی به محاصره ارتش بولیوی که به وسیله ماموران سیا و افسران آمریکایی همراهی میشد درآمده و دستگیر شدند،چه روز بعد توسط سربازان بولیویایی با خونسردی و به وسیلهٔ رگبار مسلسل به قتل رسید.
بقایای جسد چه گوارا در ۱۹۹۷ (میلادی) پیدا شد و به کوبا انتقال یافت.در سانتا کلارا بنای یادبودی برای او ساخته شدهاست.وی در این شهر در جریان جنگهای انقلابی کوبا پیروزیهای شگرفی آفریده بود. فیدل کاسترو میگوید:در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم.یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چه گوارا...
چهل سال بعد از اعدام چه گوارا هنوز هم زندگی وی و کارهایش یکی از بحثهای ادامهدار در جهان است. خیلی از صاحبنظران از جمله نلسون ماندلا از وی به عنوان یک قهرمان نام میبرد و او را الهامدهندهی آزادی برای تمامی کسانی میداند که آزادی را دوست دارند، همچنين ژان پل سارتر وی را هم روشنفکر میدانست و هم از او به عنوان کاملترین انسان عصر ما یاد میکرد. چه گوارا یک قهرمان ملی دوستداشتنی برای کوبائیان باقی میماند و تصاویر وی روی سکههای فلزی کوبایی را زینت دادهاست و دانش آموزان هر روز را در مدرسه با این حرف آغاز میکنند که: ما نیز مثل چه خواهیم شد. ترانه آستا سیمپره که به یاد او ساخته شده از ترانههای محبوب است و به چند زبان اجرا شده است. در سرزمین مادری وی آرژانتین جایی که در دبیرستانها نام وی را به خاطر میسپارند موزههای بیشماری از چه کشور را پر کردهاست و در سال ۲۰۰۸ یک مجسمهی برنزی از او در شهر تولدش روزاریو نصب گردید. علاوه بر این چه گوارا برای بعضی از بولیویاییها به حضرت ارنست معروف است و او را فرد مقدسی دانسته و میپرستند.
![]()
| کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟ |
در این بیت ، حافظ مهم ترین نکته هایی را که یک ره نورد باید بداند ، گوشزد کرده است . به زبان کوه نوردی ، هر « برنامه » ای را باید صبح زود شروع کرد ( خواب نماند ) ، چرا که فقط در این صورت می توان استفاده ی مناسب را از طول روز برد و مسیر ( بیابان ) پیش روی را درنوردید .عقب ماندن از هیات یا گروه ( کاروان ) ، هم زمینه ساز خطر است و هم پیمودن راه را کسل کننده و دشوار می سازد .
1- زمان بندی ( کی روی؟ ) ؛ بدون تعیین تاریخ برنامه ، هیچ سازمان دهی و کاری صورت نمی گیرد . به علاوه ، در هر روز از برنامه نیز ساعت شروع حرکت و زمان بندی استراحت ها ، بسیار اهمیت دارد.
3- تعیین هدف برنامه (چه کنی؟) ؛ هنگامی که وارد یک منطقه می شویم باید دقیقا بدانیم چه کاری می خواهیم انجام دهیم . برای مثال ، آیا می خواهیم قله را از مسیر دیواره ای صعود کنیم ، یا از مسیر عادی ؟ آیا می خواهیم مسیر را با یک « حمله » پشت سر گذاریم یا با نصب طناب ثابت ؟ و ... .
4- داشتن توانایی مناسب (چون باشی؟) ؛ بدون کسب آمادگی های لازم و بدون داشتن تمرین ، پا گذاردن به کوه – به ویژه برای کار جدی کوه نوردی – خطرناک و حتی مرگ آور خواهد بود. در چگونگی گام برداری نیز حافظ در چند جا ، یک اصل اساسی را گوشزد می کند این که نباید شتاب کرد :
تیز می روی جانا ترسمت فرو مانی.
یا :
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود.
کفشهای کوهنوردی کفشهایی هستند که برای ورزشهای مخاطرهآمیز کوهنوردی مورد استفاده قرار میگیرند و برای استفاده در سطوح خشن و ناهموار طراحی شدهاند.
کفشهای کوهنوردی با کفشهای پیادهروی متفاوتند و معمولاً ساق بلندتری نسبت به آن ها دارند، سفتتر و عایقترند. جنس این کفشها میتواند چرمی، پلاستیکی، یا از مواد حرارتی مدرن مانند کولار (kevlar) باشد.
ساقهای بلند و سفتی کفشهای کوهنوردی به کوهنوردان در مناطقی با شیب زیاد کمک میکند و این در حالیست که کفش یا پوتینهای انعطافپذیر در چنین نقاطی میتوانند منجر به سر خردن یا افتادن فرد شوند. این سفتی در کفشها به طور سنتی با استفاده از یک ساق کامل ایجاد میشود ولی برخی تولیدکنندگان از فیبر کربن برای ایجاد سفتی مورد نیاز استفاده میکنند.
کفشهای کوهنوردی غالباً به شکلی طراحی شدهاند که با کرامپون قابل استفاده باشند و برای این کار، حاشیهها به سمت انگشتان و پاشنه قالب ریزی شدهاند که جای خوبی برای اتصال کرامپونها ایجاد میکند. سفتی کفش، دقت کرامپون را بالا میبرد و به فرد اجازه میدهد در شرایط دشوارتر و شیبهای زیاد نیز گام بردارد.
یک مورد مهم دیگر در کفشهای کوهنوردی گرم نگه داشتن پا هست. برای جلوگیری از سرمازدگی در سرماهای شدید، سیستم عایق سازی گرمایی در کفش به کار برده میشود. کفشهای سبکتر در ردهبندی کفشهای کوهنوردی جزو کفشهای تکپوش هستند. این کفشها به عنوان یک واحد عایق گرمایی عمل میکنند. کفشهای دوپوش جزو دسته دیگر هستند که معمولاً از یک پوسته غیر گرمایشی و یک لایه گرمایشی جداشدنی تشکیل میشوند و معمولاً جنس لایه بیرونی چرم یا پلاستیک است. کفشهای دوپوش برای محافظت طولانی مدت از پا در هوای سرد هستند. اگر لایه داخلی خیس شود میتوان آن را جدا کرد و داخل یک کیسه خواب خشک نمود. از آنجایی که این امکان برای کفشهای تکپوش وجود ندارد، این دسته از کفشها برای برنامههای چندروزه در هوای سر مناسب نیستند.
با توجه به تغییراتی که ارتفاع روی کلیه سیستم های فیزیولوزیک بدن
انسان میگذارد وشرایط نامساعدی که یک کوه نورد ودستگاه گوارش
وی با آن مواجه است، بحث نوع تغذیه وتغذیه مناسب از مهمترین مقولات
علم پزشکی ارتفاع وعلم تغذیه است.
در ورزش کوه نوردی هیچ سفارش استاندارد وموکدی مبنی بر نوع تغذیه
برای کوه نوردان وجود ندارد ومهمترین اصل ذائقه فرد در ارتفاع می باشد.
چه بسا غذاهای بسیار لذیذی که فرد در منزل ودر ارتفاع پایین با میل
فراوان تناول می کند ولی در محیط کوهستان جزو بد مزه ترین غذاها
و عامل بی اشتهایی فرد در ارتفاع باشد.
بر طبق این اصل، هر فردی می بایست خود رژیم مناسب تغذیه ای خود
را انتخاب کند.
در کنار ذائقه شخصی فرد، رعایت نکات مهمی که در اینجا می آید میتواند
به کوه نورد در داشتن یک تغذیه مناسب در محیط کوهستان کمک کند.
1- استفاده از آب کافی و فراوان در پیش –حین وپس از پرداختن به ورزش
کوهنوردی متعادل کننده کلیه فعالیتهای فیزیولوژیکی کوهنورد است.در یک
کوهنوردی سنگین در هر ساعت 2 لیتر آب از بدن خارج می شود که باید
بلافاصله با نوشیدن مایعات کافی جبران شود.
2- بهتر است در حین اجرای برنامه های کوه نوردی از غذاهای مایع و نرم
استفاده شود .همچون سوپ ها که علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای فرد
مایعات کافی نیز به بدن فرد می رساند.
3- بهتر است از مواد قندی به گو نه ها و طعم های مختلف و متنوع وبه
تناوب استفاده شود تا ضمن تامین انرژی مورد نیاز فرد سطح قند خون
وی در حد نرمال قرار گیرد.
4- با توجه به بروز آلکالوز تنفسی در حین صعود که ناشی از تنفس های
سریع وعمیق است استفاده از مواد ترش همچنین بعنوان اشتها آور
بسیار کمک کننده است.
5- در حین کوهنوردی و در پی تعریق، مقدار زیادی املاح بدن از دست
می رود.استفاده از نمک در طول برنامه های کوهنوردی می تواند در
ایجاد تعادل الکترولیتی بدن نقش به سزایی داشته باشد.همچنین
می تواند از بروز خستگی و کوفتگی مفرط عضلات پیش گیری کند.
6- استفاده از انواع سبزیجات و میوجات تازه و کمپوت شده میتواند از
بروز مشکلات گوارشی ناشی از یبوست جلوگیری کند.همچنین
استفاده از میوه جات می تواند در تامین ویتامین های مورد نیاز بدن موثر باشد.
7- به طور کلی بستگی به ارتفاع محیط انرژی متوسط مورد نیاز یک
کوهنورد با وزن 70 کیلو گرم حدود 3500 تا 5000 کیلو کالری است.
که 60 تا 70 درصد این انرژی را باید از کزبوهیدراتها (قندها) و 20 تا 25
درصد آنرا از چربی ها و 15 تا20 درصد آنرا از پروتئینها تامین کرد.
8- در ارتفاع نباید از قهوه، الکل، چای سبز استفاده کرد و بهتر است بعنوان
جایگزین از مخلوطی از دو سوم آب ویک سوم از انواع آب میوه استفاده کرد.
9- خوردن یک صبحانه سبک وپر انرژی می تواند پایه یک فعالیت خوب
کوهنوردی در طول روز باشد ودر ادامه در طول روز هر 2 ساعت نوشیدن
مایعات فراوان (حتی اگر احساس تشنگی نمی کنید) وخوردن میان وعده
سبک همچون مواد قندی و پروتئینی میتواند در ادامه روند کوهنوردی در طول
روز بسیار مفید باشد.
10- رعایت مسائل بهداشتی و استفاده از آب و غذای مطمئن وبهداشتی
میتواند تضمین کننده سلامتی شما با شد.

